أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

404

قانون ( فارسى )

كيسهء خايه درازتر از حالت طبيعى مىگردد و باز به نوعى ادره شبيه مىشود . 18 - گاهى ممكن است پارگى بالاتر از خايه‌ها روى دهد ، مثلا بيخ ران و بالاتر از آن يا اطراف ناف و بالاتر از آن و يا در اطراف رگهاى شيررسان به پستانها باشد . پاره شدن در بالاى ناف بسيار كمتر از ساير جاها رخ مىدهد ؛ زيرا آنجا بر ماهيچه‌ها تكيه داده و خود را محكم كرده است و طرف پايينى ثرب در اطراف ناف ، با كنارهء ماهيچه‌ها پيوند دارد . گاهى رخ مىدهد كه ناف برجسته شده و بيرون مىآيد ، كه اين حالت را نيز بايد از جملهء حالات فتق دانست . اگر فتق در بالاى ناف باشد - هرچند كم اتفاق مىافتد و هرچند در آن بالا افزايش كمتر دارد و در نخستين مرحله دردى همراه ندارد - امّا پيامدهاى بد دارد ؛ زيرا مادهء فتق‌زا جزء رودهء باريك است و اين روده بسيار برهم متراكم است و اجزاء آن همديگر را فشار مىدهند و در نتيجه مدفوع حبس مىشود و از راه قى بيرون مىآيد و حالتى شبيه به حالت بيمارى ايلاوس رخ مىدهد ؛ بخصوص دلهره و افسردگى بيمار شبيه بيمارى ايلاوس مىباشد . اما اگر فتق در پايين‌تر از ناف باشد زودتر از فتق بالاى ناف و بيشتر از آن آمادگى گشاد شدن دارد و بيشتر افزايش مىيابد كه آن هم در سرآغاز دردى همراه ندارد . اين را نيز بدان ! كه اگر پايين ريختن روده و ثرب به خايه قيله را ببار آرد - حتى اگر كوچك هم باشد - علاجش دشوار است . امّا اگر تنها جمع شدن آب در خايه سبب باشد - هرچند زياد هم باشد - علاجش سهل و آسان است . نشانيها فتق به‌طور عموم از هر نوعى كه باشد ، نشانىهاى آشكار و محسوس دارد كه اين نشانيها عبارتند از : الف - در ميان پردهء صفاق داخلى و پردهء مراق افزايشى چشمگير پيدا شود كه محسوس است . بويژه اين افزايش در ميان دو پرده مذكور هنگام حركت كردن انسان و در نفس حبس كردن كاملا آشكار است . ب - فتق يا قيله‌اى كه از اثر گشادتر شدن لولهء جريان ماده باشد ، نشانيش اين است كه اگر حركت كردن شديد ، جيغ كشيدن و غيره نباشد كمتر احساس مىشود ؛ كه آن را ادرهء خايه نامند . ج - اما اگر سبب مربوط به بالاتر از مجرا باشد ، حتما دريدگى در غشا و ثرب هست و خشكانيدن آب داخل خايه بىثمر است . د - اگر روده از جاى پاره شده بيرون آمده باشد نشانيش اين است كه هرگاه بيمار بر پشت بخوابد به آسانى به جاى خود بر مىگردد ، قرقر مىكند و بويژه وقتى كه با انگشت فشار دهى اين قرقر آشكارتر است . ه - اگر پاره شدن ثرب و صفاق سبب فتق شده است ، علامتش اين است كه كم‌كم پيدا شود ، و هر گاه بيمار راست و درست بنشيند ، به ژرفا مىرود و قرقر احساس نمىشود . و اكثرا حجم فتقى كه در